« از کجا فهميد؟ »

 در آن تاريخ که ابوعلي سينا از عذالدوله ديلمي از همدان بگريخت متوجه بغداد شد چون به بغداد رسيد بر کنار شط مردي را ديد که هنگامه گرفته و ادويه مي فروخت و دعوي طبابت مي کرد ابوعلي زماني آنجا بتفريح ايستاد و در رفتار طبيب دقيق شد زني فاروره ( به اصطلاح امروزي ادرار) بيماري را نزد او آورنده را نگاه کرد گفت اين بيمار جهود است باز نگاه کرد و گفت خانه بيمار در طرف مشرق است زن گفت آري طبيب گفت ديروز ماست خورده است گفت آري مردم از درجه علم او تعجب کردند و ابوعلي را حيرت دست داد. ادامه مطلب