گردش نقدینگی چه میکند ؟!!!       

باران می بارد، ودریک شهر کوچک که مانند صحرائی خالی بنظر میرسد شخص هتلداری مبلغ 100000 ریال بدهکار است وبرای بدست آوردن آن مبلغ خیلی نگران که ناگهان يک مرد بسيار ثروتمند وارد شهر می شود. با عجله وارد تنها هتل شهر شده ومبلغ 100000 ریال بعنوان ودیعه روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود

صاحب هتل باعجله 100000ریال را برميدارد و در اين فاصله برای پرداخت بدهی اش به قصابی میرود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.

قصاب اسکناس ها را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش گوسفند می رود و بدهی خود را به دامداری می پردازد

کشاورزدامدار اسکناسها را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد. تامين کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود 100000 ریال را با شتاب به کارگر هتل که قبلأ برایش کارکرده و به او بدهکار بود ه ميدهد. کارگر هتل اسکناس هارا با شتاب به هتل می آورد زيرااو به صاحب هتل از بابت مساعده ای که قبلأ گرفته بود بدهکار بوده هتلدار پولها را از کارگرش گرفت وروی پیشخوان گذاشت

در اين هنگام مرد ثروتمند پس از بازديد اتاق های هتل برميگردد ودسته اسکناس 100000 ریالی خود را برميدارد و می گويد از اتاق ها ی هتل خوشش نيامد و شهر را ترک می کند.

در اين پروسه هيچکس صاحب پول نشده است. ولی بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هايشان را پرداخته اندو با يک انتظار خوشبينانه ای به آينده نگاه می کنند.