معجزه عشق
معجزه عشق

سال ها پيش در کشور «آلمان» زن و شوهري زندگي مي کردند. آنها هيچ گاه صاحب فرزندي نمي شدند. يک روز که براي تفريح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند ببر کوچکي در جنگل نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود که نبايد به آن بچه ببر نزديک شد. به نظر او ببر مادر جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت، پس اگر احساس خطر مي کرد به هر دوي آنها حمله مي کرد و صدمه مي زد. اما زن انگار هيچ يک از جملات همسرش را نمي شنيد، خيلي سريع به سمت ببر رفت و بقیه مطلب را در اینجا ببینید

برای دیدن عکس های شیر ماده ای که پس از شکار کردن متوجه می شود که شکارش باردار بوده.و به نجات بچه شکار خود می پردازد.و وقتی که موفق نمی شود، بر روی زمین دراز کشیده و از شدت ناراحتی می میرد اینجا را کلیک کنید

برای دیدن عکس های سگی که جفتش بخاطر تصادف توی اتوبان مرده بود اینجا را کلیک کنید

بیخودنیست که وفاداریش همیشه زبانزدآدمهااست!
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود