خاطراتی که ازماموریتهای اداری به روستاها دارم
حضرت علی (ع ) می فرمایند بزرگترین گناه ترس است
در سالهای اول استخدام در سازمان تعاون روستائی یک روز که برای انجام ماموریتی به منطقه عربخانه بیرجند رفته بودم نزدیک غروب بود که کارم تمام شد ومی خواستم برگردم همکارم گفت این موقع روز وقت رفتن نیست ومسافرت تنهائی وآن هم در شب زمستان خوب نیست ،شب را بمانید فرداصبح زود خواهید رفت چون جوان بودم وتجربه کافی نداشتم واز همه مهمتر اینکه تازه ازدواج کرده بودم وخانمم تنها بود ترجیح دادم که شب را نمانم علیرغم اصرار وپافشاری همکارم سوار لندرور وانتی ام شدم وتک وتنهابه سمت شهر حرکت کردم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 11:6 توسط فریدون اسفهرودی
|
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود