مهر مادری موش

یک روز که به اتفاق بچه ها به خانه باغ رفته بودیم آنها ازمن خواستند که برایشان توت بتکانم برای آوردن سفره توتی به داخل خانه رفتم وسفره را که برداشتم ناگهان دیدم موشی از وسط آن فرارکرد سفره  را که تکان دادم تعدادی بچه موش که تازه به دنیا آمده بودند از وسط سفره به روی زمین افتادند بچه ها را صدا زدم تا بچه موش های کوچلو راکه هنوز چشم باز نکرده بودند را ببینند همه دور بچه موشها جمع شده بودند مادر موش ها بانگرانی دوروبرما پرسه میزد و....

ادامه مطلب