خرج ومخارج عید

دیشب وقتیکه مشغول شام خوردن بودیم دخترم از من سوال کرد که برای تعطیلات نوروز امسال چه برنامه ای دارید . خیلی ناراحت شدم بي اختيار به ياد گذشته افتادم ، زماني که تعطیلاتی پیش می آمد به دنبال بهانه ای بودم که خانواده را به مسافرت ببرم ولی متأ سفانه دیشب وقتیکه به چشمان دختر عزیز وتازه داماد خوبم ،که تازه به جمع ما پیوسته نگاه میکردم وشوق رفتن به گردش ومسافرت را در چشمان پاک ضلال آنها میدیدم از اینکه نمی توانستم آنجوری که دلم میخواست و آنهامتقاضی آن بودند اقدام کنم بسیار غمگین ناراحت شدم چگونه میتوانستم با 300هزار تومانی که عیدی گرفته بودم و هنوز به حسابم نرفته آنرا برای اقساط دانشگاه ،آزاد و..... داده بودم آنها را به مسافرت ببرم اگر قسط وقرض هم نمیداشتم آیا با این مبلغ میشد به مسافرت رفت ؟!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 8:6 توسط فریدون اسفهرودی
|
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود