خواستگاری وازدواج
من خواستگاری وازدواج به سبک وروش قدیم را می پسندم چون در آن شیوه ازدواج بعد از اینکه خانواده ها مقدمات کار را فراهم میکردند اگر دختر وپسر همدیگر را می پسندیدندازدواج صورت میگرفت دراین روش بزرگترها با استفاده از تجربیات وشناختی که از فرزندشان داشتند میتوانستند باسنجش خانواده طرف مقابل از نظرسطح فرهنگی و... تا اندازه ای تشخیص دهند که فرزندشان خوشبخت میشود ویا اینکه حداقل میتوانستند بفهمند که آیا فرزندشان میتواند با چنین خانواده ای زندگی کند یا نه!
درصورتیکه در خواستگاری وازدواج به شیوه مدرن دختر وپسر باهم صحبت میکنند ودرحالیکه غرق در احساسات وشور و هیجان جوانی هستند با رد وبدل کردن یک سری حرف های رویائی وغیر منطقی تصمیم به ازدواج میگیرند. که بعد از ازدواج به بزودی متوجه میشوند که حرفها وقول قرارهایشان منطقی نبوده وقابل اجراء نیستند .
خانواده ها واقع گرایانه تر عمل میکنند و تقریبآ همه چیز را میبینند ولی جوانها چون غرق در احساسات هستند حقیقت ها را نمی بینند وبه علت نداشتن تجربه یکسری از مسائل به عقلشان نمیرسد هرچقدر خودشان می گویند ما بزرگ شده ایم تحصیل کرده هستیم وهمه چیز را میفهمیم ولی آنچه جوان درآینه بیند پیر در خشت خام می بیند
صد البته که جوانان امروزی چنین اندیشه ای را قبول ندارند با این فکر که خانواده ها مارا درک نمیکنند ویا اینکه نمی خواهند من با فلانی باشم بدون استفاده از تجربیات بزرگترها با هم قرار میگزارند هرچه میگوئی فرزندم این ره که تو میروی به ترکستان است ولی فایده ای ندارد!!!
وقتی وارد زندگی شدند ومشکلات یکی پس از دیگری شروع شد تازه میفهمند که ای کاش از این را نمی رفتم ولی دیر شده آنقدر مسائل در حاشیه بوجود آمده که دیگر راه برگشتی نیست هیچکدامشان هم گذشت ندارند هرکسی ساز خودش را میزندومیخواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند بحث وجدل آغاز میشود کم کم سرو کله یکنفر دیگر هم پیدا میشود که معلوم نیست توی این دعوا سرنوشت او چه میشود.
ای کاش پدرومادرها مثل قدیم احترام واقتدار داشتند وجوانها اینقدر سربه هوا نبودند قبول دارم که هوش جوانان امروزی بیشتر شده اطلاعات وامکانات بیشتری دارند ولی نتیجه اش یک زندگی ناموفق است چرا؟ چون از تجربیات بزرگترها استفاده نمی کنند باید انتخاب توسط خود دخترو پسر باشد ولی تآئید نهائی وبقیه کارها با خانواده ها.

بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود