کبوترمریضی که سالهاست عضوی از خانه ما شده !!!
سروگردن کبوتر بیچاره براثربیماری نیوکاسل کج شده سالهاست که تنهاست
و با تمام آزادی اش از این خانه نرفته ، با وجودی که هر روز شاهد پرواز کبوترهایی
در اطراف خانه هست ، هنوز ما را ترک نکرده ، هنوز هوس ماجرایی تازه به سرش نزده.
نگویید که حیوان است و نمی فهمد که این گفته در این زمانه دیگر منطقی نیست و دلایل زیادی برای اثبات فهم حیوانات شنیده ایم.
کبوتر بیچاره نه تنها مارا ترک نکرده،که بسیار هم از نظر عاطفی وابسته تر شده جایش ، پشت توری در است.عادت کرده که روی دستم بنشیند تا به او غذا بدهم، با دیدنم خوشحال میشود و با ناز و عشوه ایی خاص بسمتم می آید . اگر تورا بشناسد حتما می توانی او را بگیری و دقایقی فاصله بین خود و حیوان را برداری ، بغلش کنی و ببوسی اش .
اگر نخواهی که برای گرفتنش پا پیش بگذاری ، کافی است به حیله ای متوسل شوی ، از نوع مکر هائی که انسان ها به خرج میدهند!!،دیده اید که بعضی از ما دلمان برای دیگری پر می کشد ولی شاید غرور و کبر و یا نمی دانم دلایل مسخره دیگری مثل آن نمی گذارد تابه طرف مقابل خود نزدیک شویم ، خب ،در مورد کبوتر زیبای ما هم می توان مقداری شیطنت به خرج داد ، می توان بر روی صندلی کهنه ای که در حیاط است نشست و خود را به حیوان بی توجه نشان داد ، مطمئن باشید که دل کوچک حیوان تاب بی توجهی را نخواهد آورد و حتماً بعد از دقایقی که به دور ما چرخ زد ، حتماً خواهد پرید و بر روی دست یا پاهای ما خواهد نشست .
اینها را گفتم که بگویم کافیست دو طرف یک رابطه کم نیاورند ، پالس های محبت شان مدام ارسال شود و با روی باز دریافت گردد ، در نهایت اینکه محبت حیوان وحشی را اهلی می کند کاش در زندگی در مسیر کسی قرار بگیریم که اهلی محبتش شویم و پالس های ما را با روی باز دریافت کند .
آرزویی از این بهتر برای من متصور نیست.
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود