انسانهای بد تر از حیوان !!
امروز توی اینترنت به دنبال عکس های جالب میگشتم که چشمم به چند عکس از حیوانات زبان بسته ای که به دام انسانهای از خدا بیخبر افتاده بودند افتاد حس حیوان دوستی ام تحریک شد این مطلب را نوشتم وچند تائی از عکس ها را برا عبرت دیگران گذاشتم.
براستی چرا بعضی از انسانها با سوء استفاده از توانائیهایشان در رده هائی پائین تر از حیوانات قرار میگیرند.؟!خیلی روشن است چون برای ارضای حس خودخواهی وغرور شان میخواهندبرای لحظاتی خوش باشند واز طرفی چون حس شهوت پرستی وحیوان صفتی در چنین انسانهائی قویتر هست واین حس با تمایلات دونی آنها هم سو می باشد مجذوبش میشوند .
آنها نمیدانند که دنیا دوام ندارد خوشیهایشان ناخالص و زودگذر است برای همین چنین حرکاتی انجام میدهند. واز طرفی چون آزارواذیت حیوانات با تمایلات دونی آنها همسو است مجذوبش میشوند وباغرور وافتخار چنین حرکات شنیع وزشتی را انجام میدهندواقعاً بعضیها از این انسانها ازچهارپا هاهم بدتر هستند. مگر حیوان به آن زیبائی با تو چکار کرده بود که مستحق این بلای وحشتناکی که سرش آورده ای شده اگر اندکی قلب واحساس میداشتی به شکنجه ها وناله های دردناک پر از عجز حیوان توجه میکردی واز انجام چنین کاروحشتناکی بیزار میشدی نه شاد!!!
افسوس که این روزها مهربانی ودلسوزی برای حیوانات به کلمه پوچ وبی معنائی تبدیل شده به هر طرف که نگاه میکنی از قربانی کردن حیوانات تا بارکشی وتفریحاتی مثل آتش زدن و .....همه وهمه بلای جان این حیوانات زبان بسته شده اند وکسی هم نیست که جلوی این انسانهای بدتر از حیوان را بگیرد .
زدن گربه برای تفریح و خنده

کندن پوست گربه بصورت زنده زنده


دار زدن سگ توسط پیمانکار شهرداری تبریز

بار بیش از توان یک حیوان زبان بسته گرفتار انسان

سگی که بر اثر گرسنگی پوست واستخوان شده

سگ نگون بخت را پس از كلي شكنجه و آزار و اذيت ، دار مي زنند.



بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود