آیا تا حلا برای شما این اتفاق افتاده که درگوشه ای بنشینید و زل بزنید به یک نقطه ویا به ترکهاونقش های روی سنگ های دیوار وبعد بروی توی یک دنیای دیگه!.....

آیا در یک روز بهاری کنارپنجره ،موقع بارندگی، روی صندلی راحتی مانند یک گهواره که عقب وجلو میرود تاب خورده ایدکه ناگهان تماشای صحنه درختها ،گلها،قطرات باران و.... ذهنتان را پرواز دهد به یک جزیره کشف نشده ؟!

تاکنون پیش آمده که دیدن یک پرنده، یک گل، شنیدن یک آهنگ ،یک اسم ،یک صدا، بوئیدن یک عطر  ذهن وروح شما را ببرد به یک لحظه خاص از زندگی گذشته ؟

تا حالاشده وقتی به یک قله پر از برف نگاه میکنید دلتان بخواهد که برای لحظاتی به اتفاق یک رفیق شفیق روی قله اش می بودی وبا نوشیدن چای وقهوه داغ به کوچکی زمین و آدمها یش فکر میکردی ؟!

تاحالاشده دریک شب مهتابی وقتی دنیا به نظرتان بی اهمیت وبی ارزش آمده باشه به مهتباب وماه خیره شده باشید وبگوئید چه عظمتی، دنیا چقدر زیبا وشگفت انگیز است !

آیاتا حالا شده  درحالیکه دلتان پر از غم وغصه است جوری بخندید که همه حسرت بخورند و بگویند کاش یک کم  از خوشیهای او را ما می داشتیم!!

تاحالا شده دریک جمع حالتان از همه ی اطرافیات به هم بخورد ولی طور دیگه ای وانمود کنید؟

آیاتاحالا شده با یک عکس مدتها حرف بزنید ولی با آدمی که جلویتان نشسته نتوانید یک کلمه صحبت کنید!!؟

تاحالا شده کتابی را بخوانید وزیر بعضی از جمله های مهم را خط بکشید تا در اولین فرصت آنها را در زندگی خود بکار ببرید ولی بعد از چند روز ندانید که کتاب را کجا گذاشته اید؟!

آیا شده یک روزی را توی تقویمتان مشخص کنید ویادداشتی بگذاریدتا درآن روز کارمهمی انجام دهید بعد از مدتی وقتی به علامتی که توی تقویم هست رسیدید از خودتان بپرسید که این علامت را چه کسی اینجا گذاشته ویا.....؟!؟؟!!!!

تا حالا شده كه بخواهيد اما نتوانيد.…؟؟؟؟!!!!!