یاد ایام گذشته
یادی از دوران مشق ودرس ومدرسه
به مرور که انسان درگیر مسائل زندگی میشود، گاهی اوقات دلش میخواهد برگردد به همان دوران کودکی و بیخیالی که نه نگران نان شبش بود، نه نگران شغل و همسر و فرزند و مدرک و......نمی دانم شما در برخورد با یادگارهای بچگی چه واکنشی نشان می دهید، ولی این واکنش برای من مات کننده بود و مرا درگیر خود کرد، اگر میخواهی یکبار دیگربا من هم کلاسی شوی بیا اینجا تا باز هم باهم به مدرسه برویم وببینیم که چقدر زود دیر میشود

درس و مشق و مدرسه
امروز 3/7/89 برا ی لحظه ای از ادره بیرون رفتم یکی از همکلاسیهای سابق راکه باآقای فرخفال معلم دوران راهنمائی صحبت میکرد را دیدم . او تا مرا دید گفت چقدر پیر شده ای می دانی من چند سال از تو بزرگتر هستم ؟ گفتم ادامه


+ نوشته شده در شنبه سوم مهر ۱۳۸۹ ساعت 14:13 توسط فریدون اسفهرودی
|
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود