من به پسرم افتخارمیکنم

چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در موردزندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن. بعد از یه مدت یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون... اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون     ادامه

 

زن ها در پیشرفت شوهرانشان نقش بسزائی دارند

ساعد مراغه‌ای از نخست وزيران دوران پهلوی نقل کرده بود:زمانی که نايب کنسول شدم با خوشحالی پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم...   ادامه

ایده های بزرگم آرزوست ......

آدمهای کوچک به یکدیگر می پردازند،

آدمهای متوسط به وقایع

و آدمهای بزرگ به ایده های بزرگ فکر می کنند...

 

دلقک

مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد. دکتر گفت    ادامه  

شخصی مردی را دید که بر خری پیر و کندرو نشسته بود . گفت : (( کجا می روی ؟ )

خرسوار گفت : (( به نماز جمعه می روم ))

مرد گفت :    ادامه