خاطره ای از تنبیه آقای ناظم
درقدیم بچه ها به عناوین مختلف درخانه ومدرسه کتک میخوردند تا مثلاً برای زندگی آماده شوند ، آنها آماده میشدند تا بزرگ شوند و ازدواج کنند بچهدار شوند و آنگاه، آموخته های خویش را به کودکانشان بیاموزند. آنها نیزکودکانشان را کتک میزدند، و این چرخه معیوب در روشهای آموزشی جامعه ما،تا زمان کودکی من ادامه داشت
درخانه ما مرد سالاري حاکم بود هيچ كس حق تصمیم گیری نداشت . پدرم ابهت خاصی داشت همه ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:15 توسط فریدون اسفهرودی
|
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود