نامه ای به پسر عزیزتر از جانم علیرضا
نامه ای به علیرضای عزیزتر از جانم !
آنچه مرا به نوشتن این نامه وا میدارد رابطه بسیار دوستانه وعاشقانه ای است که در سالهای متمادی گذشته بین ما وجود داشته چون احساس پیری میکنم وممکن است نتوانم آنچه را که تجربه کرده ام وبهترین هائیکه را که برایت آرزو میکنم به موقع در اختیارت قراردهم بدینوسیله متوسل شدم امیدوارم آنرابخوانی ودرباره آن اندیشه کنی ادامه مطلب



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:35 توسط فریدون اسفهرودی
|
بالاخره بعد از کش وقوس های فراوان تصمییم گرفتم که به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم چون دل نوشته هائی داشتم که در طول سال های گذشته هراز گاهی که فرصت پیدامیکردم یادداشت می نمودم قسمتی ازآن خاطرات تلخ و شیرین زندگیم است وقسمت دیگر مطالب خواندنی وجالبی هستند که هنگام مطالعه یادداشت کرده ام واز همه مهمتر اینکه بیش از 28 سال است که در زمینه تعاونی ها فعالیت میکنم واطلاعات اندکی در این رابطه دارم که ا میدوارم با به اشتراک گذاشتن آنها در زمینه رشد وشکوفائی فرهنگ تعاون نقش اندکی داشته باشم چون اعتقاددارم که تعاون شاه کلیدی است که باآن هر در بسته ای را می توان باز نمود